گریه
یک بار شیخ حسین انصاریان جایی گفته بود«توی یکی از مجالس دعا و مداحی ام برای رزمندگان،متوجه ناآرامی و بی قراری یکی از بسیجی ها شدم.بی پروا گریه می کرد و ضجه می زد؛چنان از اطرافش منقطع شده بود که گویی در این دنیا حضور ندارد.توجه ام را خیلی جلب کرده بود.
بعد از دعا،سراغ فرمانده ی لشکر را گرفتم.می خواستم راجع به آن جوان ازش بپرسم،اما انتظار نداشتم همان جوان را به عنوان فرمانده ی لشکر به من معرفی کنند!»
شیخ حسین حتی سعی زیادی کرد که در تشیع جنازه ی عباس شرکت کند. می گفت«نمی خواهم از ثواب این تشییع محروم شوم.»
همسر شهید حاج عباس کریمی